به لباس های مندرس اش

اعتراضی نداشت!

به اینکه ماه ها

روی یک پایش بایستد و پرنده ها را فراری دهد

اعتراضی نداشت!

حتی زمانی که دهقان

به شانه های خسته اش تکیه می کرد

اعتراضی نداشت!

اما همیشه شاکی بود

از اینکه به آدم های بی خاصیت

مترسک می گویند...